تابلو شهادت
نام اثر شهادت فروخته شده در گالری سلام 1397
نام اثر شهادت فروخته شده در گالری سلام 1397
اعظم طیرانی: استاد مرتضی آقا قاسمی ۷۱ ساله و متولد قم است. در کودکی همراه خانوادهاش از قم به تهران مهاجرت میکند. خودش میگوید: سال ششم ابتدایی با وجود اینکه تمام نمرههایم ۲۰ بود، از املا صفر گرفتم و با معدل ۱۹ رفوزه شدم. استاد مرتضی آنوقت بناچار درس و مدرسه را رها میکند و به تراشکاری رو میآورد تا کمک خرج پدرش که آن سالها زغال فروشی میکرد، باشد.
در سیزده سالگی آشنایی او با آقا یحیی نامی، که از دوستداران نقاشی خیالی سازی بود، زمینه دیدارش با نقاش مطرح و نامور آن زمان، حسین قوللر آقاسی را فراهم کرد. از آن زمان استاد مرتضی پس از آشنایی با او هر روز غروب که دست از کار میکشید، میرفت قهوه خانه تا کنار دست حسین آقا اصول و شگردهای نقاشی را آموزش ببیند.
می گوید: ابتدا یک شیشه و مقداری مرکب و یک قلم خریدم و گل بوتهای را روی شیشه کشیدم تا حسین آقا بگوید، چگونه کار کنم. در این مرحله مرکب روی شیشه پخش شد. باز رفتم سراغ حسین آقا. میگفت، برو مرکب را کمی حرارت بده تا غلیظ شود، اما با این کار مرکب سوخت. به همین دلیل کمی از لاجوردهایی که مادرم برای رنگ کردن ملحفههای سفید استفاده میکرد، برداشتم و با روغن جلا مخلوط کردم و تابلویی به رنگ سرمهای کشیدم و به قیمت یک قران فروختمش. کاش میشد دوباره آن را ببینم و بخرم.
استاد مرتضی ادامه میدهد: تا مدتی شاگردیاش را میکردم، بعد، کم کم با نقاشی آشنا شدم. رنگهای حسین آقا را میساختم. گاهی روی نقوش رنگ میگذاشتم تا زمانی که خودم نقاشی را شروع کردم. آن وقت حسین آقا توصیه کرد، پیِ نقاشی پشت شیشه را بگیرم، خودم هم شیفته نقاشی پشت شیشه شده بودم. از آن به بعد، افتادم به کار نقاشی پشت شیشه و دست از تراشکاری کشیدم.
استاد مرتضی چهل سال پیش پشت شیشههایش را حدود یک تا دو قران میفروخت. زیارتی، خیالی و گل و مرغ میکشید و شمایل کار میکرد. اولین تابلوی خیالیاش را سال 1338 کشید. تابلوی ازدواج حضرت فاطمه زهرا (س) که آن را بر اساس روایاتی که شنیده بود، نقاشی کرد و هنوز آن را در خانهاش نگهداری میکند.
میگوید: پس از ازدواج دوباره ساکن قم شدم و مدتی با قربانعلی قربانی کار کردم. آن زمان به دلیل اینکه گردشگرهای زیادی به ایران رفت و آمد میکردند، این هنر بازار گرمی داشت. با کمک دکتر آذرنوش؛ یکی از اقوامم که همسرش فرانسوی بود و با فرانسویان رفت و آمد داشت، تابلوهایم را به فرانسویها میفروختم و کم کم تابلوهای من از ژاپن، انگلستان و آلمان سر درآورد و شاگردانی هم داشتم که اکنون در اسپانیا و رم زندگی میکنند.
آقای قاسمی از شکستن یکی از تابلوهایش به عنوان تلخترین تجربه کاریاش یاد میکند و
می گوید: سالها پیش در شرایط مالی سخت؛ بنا به سفارش یکی از لوکس فروشیهای تهران، تابلوی گل ومرغی به قیمت هزار و200 تومان کشیده بودم که بسته بندی کردم و برای او بردم. وقتی به چهارراه طالقانی رسیدم، چند کودک مدرسهای دنبال هم میدویدند که زدند به من و تابلو از دستم افتاد و شکست.
با شکستن این تابلو خیلی ناراحت شدم. همانجا در پیاده رو نشستم و مشغول نگاه کردن تابلو شدم که پیرمردی عصا به دست آمد و گفت: تابلو را دو هزار تومان میخرد. بعد تابلو را با ظرافت بسته بندی کرد و با اصرار پولش را داد و رفت. البته این لطف خدا بود که بواسطه آن مشکل من رفع شد.
گرچه تاکنون قدر و ارزش هنر آقا مرتضی ناشناخته مانده و اکنون با فروش مواد شوینده در مغازهای کوچک گذران زندگی میکند، اما هنرمند واقعی کاری به شهرت ندارد و دنبال دلش میرود. خودش میگوید، به خاطر نعمت زندگی، فرزندان صالح و همسر وفادارش که قالیبافی هنرمند و تمام عیار است، خدا را شکر میکند و اگر یک بار دیگر متولد شود، باز هم نقاش پشت شیشه میشود.
استاد سالهاست که جدا از نقاشی پشت شیشه، دلخوش است به تعلیم شاگردانی مستعد و هنوز هم مشتریهایی دارد که خریدار نقاشی پشت شیشه اند. میگوید: در گذشته علاوه بر ثروتمندان ایرانی، خارجیها هم علاقه زیادی به نقاشی پشت شیشه داشتند. حاج مرتضی گران ترین تابلویش را 42 سال پیش به قیمت 400 تومان به سفارش گردشگری آلمانی کشیده است. تابلوی چهار در چهار متری روی شیشه هایی به اندازه کاشی، که خریدار آن را به آلمان برده است.
این هنرمند بیشتر در زمینه مذهبی کار کرده و تاکنون سبک خیالی نگری و سنگ مرمر را به نام خود به ثبت رسانده است، ضمن آنکه سبک جدیدی را در دست دارد که میگوید، بهتر است تا به سرانجام نرسیده در خصوص آن صحبت نکنیم.
شیوه رنگ آمیزی و ترکیب رنگهایی که استاد انجام میدهد بینظیر و منحصر به فرد است. شیشه، راپیدها، قلم موها، ورقههای طلا و نقره و همچنین رنگ روغن، روغن جلا، تینر و نفت ابزار کار نقاشی پشت شیشه است که بواسطه درآمیختن آنها با ذوق و سلیقه هنرمند، اثری زیبا خلق میشود. حاج مرتضی میگوید، تا امروز هیچ نهاد و سازمانی از او حمایت نکرده و حتی بیمه هم نیست. البته پروندههای زیادی تشکیل داده که هنوز به نتیجه نرسیده است.
حمایت نکردن از هنر استاد مرتضی مهمترین چالش این پیشکسوت نقاشی پشت شیشه است. میگوید: مسؤولان به ترویج و ماندگاری این هنر اهمیت نمیدهند. حتی برای برگزاری گالری ومعرفی این هنر به مردم همکاری نمیکنند. شاید به همین دلیل است که امروزه بیشتر مردم «نقاشی پشت شیشه» را با «ویترای» اشتباه میگیرند و به رغم قدمت 500 سالهای که دارد، اطلاعی از آن ندارند.
نگارامرداد: مارال آریایی
به بهانه بزرگداشت روز حکیم ابوالقاسم فردوسی، نمایشگاه آفرینههای نقاشی پشت شیشه با موضوع «شاهنامه چاپ سنگی میرزا علیقلی خویی» در کتابخانه و گنجخانه ملی ملک گشایش یافت.
هنر نقاشی پشت شیشه در دوره صفویه از اروپا به ایران وارد شد و بهشتاب رنگ و بوی بومی ایران را پیدا کرد؛ در روزگار قاجار به اوج خود رسید و اروپاییان در دوره پهلوی دویم کوشش کردند با آوردن هنر نقاشی ویترای، نقاشی پشت شیشه را دوباره به اروپا ببرند. این هنر در اروپا نتوانست گسترش بیابد و در ایران هم جایگاه اصلی خود را از گم کرد و حتا در دانشگاههای هنر هم آموزش داده نمیشود.
پس از یک سال و اندی کوشش هنرجویان نقاشی پشت شیشه گنجخانه ملک با همیاری استاد این هنر و همراهی گنجخانه ملک روز سهشنبه 25 اردیبهشت در تالار ورودی گنجخانه به نمایش درآمد.
هنرجویان برای آنکه بتوانند نگارههای شاهنامه را به درستی بر روی شیشه پیاده کنند، شاهنامه میرزا علیقلی را به درستی خوانده و نگارهها را ریزبینانه مورد بررسی قرار دادند تا بتوانند اندوه رستم را هنگام جان سپردن سهراب و جامه دریدن رستم را درک کنند. رنگهایی که باید برای نگارههای سیاه و سپید به درستی گزینش کنند همه اینها امکانپذیر نبود مگر با راهنمایی استاد مهرنوش بشارتی که دلسوزانه و جدی به آموزش این هنر پرداخته است.
مهرنوش بشارتی که 37 سال به آموزش هنر تجسمی و صنایعدستی پرداختهاست کوتاه به پیشینه این هنر از یادها رفته اشاره کرد: « نقاشی پشت شیشه از راه بنادر جنوبی ایتالیا، ونیز وارد بندرعباس شد و در دوره صفویه وارد بخشهای سرزمین ایران شد.
در دوره قاجار به اوج شکوفایی خود رسید؛ در دوره دوم پهلوی اروپاییان با آوردن هنر نقاشی ویترای برآن بودند دوباره هنر نقاشی شیشه را به اروپا ببرند ولی نتوانستند ساختوسازها و پردازش رنگی که در ایران صورت میگیرد را آنجا انجام دهند. در اروپا بهگونه یک دورگیری و بهرهبردن از شمایلهای حضرت مسیح و حضرت مریم که با ورق طلا در پشت شیشه سوار میکنند.»
وی از کاربرد این هنر گفت: «در دوره صفویه که وارد ایران شد بهگونه تابلو کار میشد ولی در دوره قاجار که به اوج شکوفایی خود رسید، در سقفها، آینهکاریها حتا ابزار کاربردیتر در میز و صندلی دیده میشوند.
در دوره صفویه بهعنوان هنر اشرافی شناخته میشد ولی در روزگار پایانی قاجار مردمیتر شد حتا دراویش طرح شیشه را در آوندهای شیشهای پیاده کرده و در آیینهای گوناگون مانند تعزیهخوانی و خرمنکوبی بهکار میبردند و با ریختن بذر در این آوند و آویزان کردن آن از گاوآهن درخواست برکت داشتند و یا با ریختن آب در آن و خوراندن به بیمار باور داشتند بیمار زودتر بهبود مییابد.»
پس از دوره قاجار این هنر رو به فراموشی نهاد و حتا سبک کار دیگرگون شد. بشارت گفت که هنرمندان نقاشی پشت شیشه پس از دوره قجر انگشتشمار بودند و تا امروز گروههایی که به این هنر پرداختهاند سبکهای گوناگونی مانند مدرن، رئال و پستمدرن را نوآوری کردهاند که به دید من این هنر نو نقاشی پشت شیشه نیست.
وی باور دارد نبایستی از سبک کهن نقاشی پشتشیشه بیرون زد و اگر کسی خواهان انجام کوبیسم در شیشه باشد، نقاشی پشت شیشه به شمار نمیآید و تنها یک نوآور است.
اگرچه این هنر در دوره صفویه وارداتی بود ولی هنرمند همه ابزار کارش را خود میساخت: «رنگها همه گیاهی بودند برای نمونه از رزدچوبه و لاجورد بهره میگرفتند این رنگها با روغن کتان آمیخته کرده و نگارهها را رنگ میکردند. حتا قلمموها را از سلولهای شاخ پرنده میگرفتند و موی قلم را از پشت گردن گربه چیده با نخ و یا سیمی استوار میکردند.
امروز همه ابزارها آماده خریداری میشود و بیشتر وارداتی هستند؛ البته هنرمندان پیشکسوت که هنوز نگارگری میکنند ابزار کار را خود میسازند.»
این استاد برجسته از طرحهایی که برای نقاشی پشت شیشه بهکار میرود گفت: «این بستگی به سبک هنرمند دارد. بایستهاست یادآوری کنم نبایستی از سبک نقاشی پشت شیشه خارج شد. سبکهای گوناگونی مانند شمایلنگاری، داستانهای حماسی، آیههای قرآنی، خط نقاشی و گلومرغ در این هنر وجود دارد ولی نوآوریهایی در این زمینه شده که سبک اصیل نقاشی پشت شیشه بهشمار نمیآید.»
امروز بسیاری این هنر را نقاشی ویترای میشناسند درحالیکه در صنایع دستی بهعنوان هنر ایرانی شناخته نمیشود؛ اگرچه برخی هنرمندان براین باور هستند که نقاشی پشت شیشه هم هنر وارداتی بوده که با گسترشش بهگونه هنر ایرانی درآمدهاست. بشارتی از گوناگونی این دو هنر گفت: «در هنر ویترای نگارگری و رنگ و نقش برجسته روی شیشه انجام میشود.
در نقاشی پشت شیشه طرح پشت کار کشیده شده و برای رنگ از جز به کل میرویم برای نمونه هنگام رنگ کردن صورت نخست اجزا ریز مانند چشم، لب رنگ میشود سپس همه چهره را رنگ میکنیم. در صورتیکه در هنرهای تجسمی و ویترای نخست زمینه رنگ شده و سپس به جزییات میپردازند.
شوربختانه این هنر کهن با اینکه روزگاری هنر مردمی بوده ولی امروز تا اندازه بالایی از یادها رفتهاست و شناخت چندانی درباره آن وجود ندارد و هماکنون به وسیله هنرجویان ملک نگاهی دوباره به این هنر میشود. در گنجخانه پشت شیشه هستند کسانی که به این هنر پرداختهاند ولی سبک و روش کار دیگرگونه است ولی نقاشی پشت شیشه پرداختن به داستانهای حماسی، چهرهنگاری، گلومرغ، شمایلنگاری و... است.»
برای نقاشی پشت شیشه میتوان از طرحهای هادی تجویدی، لطفعلی صورتگر، آقامیریها بهره گرفت. نمایشگاه برپاشده در گنجخانه ملک درباره شاهنامه و چاپ سنگی میرزا علیقلی خویی نخستین کسی که در دوره قاجار شاهنامه را بهگونه چاپ سنگی درآورد؛ دارای 56 نگاره است و در گنجینه کتابخانه و گنجخانه ملی ملک نگهداری میشود. هنرجویان ملک نخستین گروهی هستند که این آفرینه را در پشت شیشه بهگونه ترام و نگارگری به سبک نقطهگذاری با روش وارد آوردن ضربههای اندک رنگ بر سطح پدید آوردهاند.
مهرنوش بشارتی که 37 سال در هنرهای تجسمی و صنایعدستی کوشش میکند و نمایشگاههای گوناگونی در ایران و دیگر کشورها برپا کردهاست در پایان سخنانش با افسوس گفت که در دانشگاهها نقاشی پشت شیشه آموزش داده نمیشود زیرا دارای ردیف نیست و اگرچه چندین بار خرده گرفته شده ولی گفته شده بایستی وزارت علوم تایید کند تا ردیف داده شود.
دوستداران میتوانند برای بازدید از آفرینههای هنر نقاشی پشت شیشه به گنجخانه ملی ملک میتوانند به نشانی میدان امامخمینی (ره)، سردرباغ ملی خیابان ملل متحد روزهای شنبه تا پنجشنبه در ساعتهای 8:15 تا 16:45 بروند.


مهرنوش بشارتی استاد نقاشی پشت شیشه در گنجخانه ملی ملک

هادی سیف پژوهشگر و مردمشناس
از هنرجویان نقاشی پشت شیشه در گنجخانه ملک

از دیگر هنرجویان نقاشی پشت شیشه در گنجخانه ملک








این آفرینه هنری همگی به گونه نقطهگذاری کار شده و هیچ رنگی در آن بهکار نرفته است






هنرجویان در هنگامهی کار











فرتور از مارال آریایی است.
0114
نگارامرداد: مارال آریایی
به بهانه بزرگداشت روز حکیم ابوالقاسم فردوسی، نمایشگاه آفرینههای نقاشی پشت شیشه با موضوع «شاهنامه چاپ سنگی میرزا علیقلی خویی» در کتابخانه و گنجخانه ملی ملک گشایش یافت.
هنر نقاشی پشت شیشه در دوره صفویه از اروپا به ایران وارد شد و بهشتاب رنگ و بوی بومی ایران را پیدا کرد؛ در روزگار قاجار به اوج خود رسید و اروپاییان در دوره پهلوی دویم کوشش کردند با آوردن هنر نقاشی ویترای، نقاشی پشت شیشه را دوباره به اروپا ببرند. این هنر در اروپا نتوانست گسترش بیابد و در ایران هم جایگاه اصلی خود را از گم کرد و حتا در دانشگاههای هنر هم آموزش داده نمیشود.
پس از یک سال و اندی کوشش هنرجویان نقاشی پشت شیشه گنجخانه ملک با همیاری استاد این هنر و همراهی گنجخانه ملک روز سهشنبه 25 اردیبهشت در تالار ورودی گنجخانه به نمایش درآمد.
هنرجویان برای آنکه بتوانند نگارههای شاهنامه را به درستی بر روی شیشه پیاده کنند، شاهنامه میرزا علیقلی را به درستی خوانده و نگارهها را ریزبینانه مورد بررسی قرار دادند تا بتوانند اندوه رستم را هنگام جان سپردن سهراب و جامه دریدن رستم را درک کنند. رنگهایی که باید برای نگارههای سیاه و سپید به درستی گزینش کنند همه اینها امکانپذیر نبود مگر با راهنمایی استاد مهرنوش بشارتی که دلسوزانه و جدی به آموزش این هنر پرداخته است.
مهرنوش بشارتی که 37 سال به آموزش هنر تجسمی و صنایعدستی پرداختهاست کوتاه به پیشینه این هنر از یادها رفته اشاره کرد: « نقاشی پشت شیشه از راه بنادر جنوبی ایتالیا، ونیز وارد بندرعباس شد و در دوره صفویه وارد بخشهای سرزمین ایران شد.
در دوره قاجار به اوج شکوفایی خود رسید؛ در دوره دوم پهلوی اروپاییان با آوردن هنر نقاشی ویترای برآن بودند دوباره هنر نقاشی شیشه را به اروپا ببرند ولی نتوانستند ساختوسازها و پردازش رنگی که در ایران صورت میگیرد را آنجا انجام دهند. در اروپا بهگونه یک دورگیری و بهرهبردن از شمایلهای حضرت مسیح و حضرت مریم که با ورق طلا در پشت شیشه سوار میکنند.»
وی از کاربرد این هنر گفت: «در دوره صفویه که وارد ایران شد بهگونه تابلو کار میشد ولی در دوره قاجار که به اوج شکوفایی خود رسید، در سقفها، آینهکاریها حتا ابزار کاربردیتر در میز و صندلی دیده میشوند.
در دوره صفویه بهعنوان هنر اشرافی شناخته میشد ولی در روزگار پایانی قاجار مردمیتر شد حتا دراویش طرح شیشه را در آوندهای شیشهای پیاده کرده و در آیینهای گوناگون مانند تعزیهخوانی و خرمنکوبی بهکار میبردند و با ریختن بذر در این آوند و آویزان کردن آن از گاوآهن درخواست برکت داشتند و یا با ریختن آب در آن و خوراندن به بیمار باور داشتند بیمار زودتر بهبود مییابد.»
پس از دوره قاجار این هنر رو به فراموشی نهاد و حتا سبک کار دیگرگون شد. بشارت گفت که هنرمندان نقاشی پشت شیشه پس از دوره قجر انگشتشمار بودند و تا امروز گروههایی که به این هنر پرداختهاند سبکهای گوناگونی مانند مدرن، رئال و پستمدرن را نوآوری کردهاند که به دید من این هنر نو نقاشی پشت شیشه نیست.
وی باور دارد نبایستی از سبک کهن نقاشی پشتشیشه بیرون زد و اگر کسی خواهان انجام کوبیسم در شیشه باشد، نقاشی پشت شیشه به شمار نمیآید و تنها یک نوآور است.
اگرچه این هنر در دوره صفویه وارداتی بود ولی هنرمند همه ابزار کارش را خود میساخت: «رنگها همه گیاهی بودند برای نمونه از رزدچوبه و لاجورد بهره میگرفتند این رنگها با روغن کتان آمیخته کرده و نگارهها را رنگ میکردند. حتا قلمموها را از سلولهای شاخ پرنده میگرفتند و موی قلم را از پشت گردن گربه چیده با نخ و یا سیمی استوار میکردند.
امروز همه ابزارها آماده خریداری میشود و بیشتر وارداتی هستند؛ البته هنرمندان پیشکسوت که هنوز نگارگری میکنند ابزار کار را خود میسازند.»
این استاد برجسته از طرحهایی که برای نقاشی پشت شیشه بهکار میرود گفت: «این بستگی به سبک هنرمند دارد. بایستهاست یادآوری کنم نبایستی از سبک نقاشی پشت شیشه خارج شد. سبکهای گوناگونی مانند شمایلنگاری، داستانهای حماسی، آیههای قرآنی، خط نقاشی و گلومرغ در این هنر وجود دارد ولی نوآوریهایی در این زمینه شده که سبک اصیل نقاشی پشت شیشه بهشمار نمیآید.»
امروز بسیاری این هنر را نقاشی ویترای میشناسند درحالیکه در صنایع دستی بهعنوان هنر ایرانی شناخته نمیشود؛ اگرچه برخی هنرمندان براین باور هستند که نقاشی پشت شیشه هم هنر وارداتی بوده که با گسترشش بهگونه هنر ایرانی درآمدهاست. بشارتی از گوناگونی این دو هنر گفت: «در هنر ویترای نگارگری و رنگ و نقش برجسته روی شیشه انجام میشود.
در نقاشی پشت شیشه طرح پشت کار کشیده شده و برای رنگ از جز به کل میرویم برای نمونه هنگام رنگ کردن صورت نخست اجزا ریز مانند چشم، لب رنگ میشود سپس همه چهره را رنگ میکنیم. در صورتیکه در هنرهای تجسمی و ویترای نخست زمینه رنگ شده و سپس به جزییات میپردازند.
شوربختانه این هنر کهن با اینکه روزگاری هنر مردمی بوده ولی امروز تا اندازه بالایی از یادها رفتهاست و شناخت چندانی درباره آن وجود ندارد و هماکنون به وسیله هنرجویان ملک نگاهی دوباره به این هنر میشود. در گنجخانه پشت شیشه هستند کسانی که به این هنر پرداختهاند ولی سبک و روش کار دیگرگونه است ولی نقاشی پشت شیشه پرداختن به داستانهای حماسی، چهرهنگاری، گلومرغ، شمایلنگاری و... است.»
برای نقاشی پشت شیشه میتوان از طرحهای هادی تجویدی، لطفعلی صورتگر، آقامیریها بهره گرفت. نمایشگاه برپاشده در گنجخانه ملک درباره شاهنامه و چاپ سنگی میرزا علیقلی خویی نخستین کسی که در دوره قاجار شاهنامه را بهگونه چاپ سنگی درآورد؛ دارای 56 نگاره است و در گنجینه کتابخانه و گنجخانه ملی ملک نگهداری میشود. هنرجویان ملک نخستین گروهی هستند که این آفرینه را در پشت شیشه بهگونه ترام و نگارگری به سبک نقطهگذاری با روش وارد آوردن ضربههای اندک رنگ بر سطح پدید آوردهاند.
مهرنوش بشارتی که 37 سال در هنرهای تجسمی و صنایعدستی کوشش میکند و نمایشگاههای گوناگونی در ایران و دیگر کشورها برپا کردهاست در پایان سخنانش با افسوس گفت که در دانشگاهها نقاشی پشت شیشه آموزش داده نمیشود زیرا دارای ردیف نیست و اگرچه چندین بار خرده گرفته شده ولی گفته شده بایستی وزارت علوم تایید کند تا ردیف داده شود.
دوستداران میتوانند برای بازدید از آفرینههای هنر نقاشی پشت شیشه به گنجخانه ملی ملک میتوانند به نشانی میدان امامخمینی (ره)، سردرباغ ملی خیابان ملل متحد روزهای شنبه تا پنجشنبه در ساعتهای 8:15 تا 16:45 بروند.


مهرنوش بشارتی استاد نقاشی پشت شیشه در گنجخانه ملی ملک

هادی سیف پژوهشگر و مردمشناس
از هنرجویان نقاشی پشت شیشه در گنجخانه ملک

از دیگر هنرجویان نقاشی پشت شیشه در گنجخانه ملک








این آفرینه هنری همگی به گونه نقطهگذاری کار شده و هیچ رنگی در آن بهکار نرفته است






هنرجویان در هنگامهی کار











فرتور از مارال آریایی است.
0114
شنبه , ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۴۶

نقاش در گفتگو با آنا:
بهزاد نقاش در گفتگو با خبرنگار حوزه هنرهای تجسمی گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا، با اشاره به پیشینه خانوادگی خود در هنر نقاشی گفت: من متولد سال ۱۳۴۳ هستم. نقاشی را از همان دوران کودکی نزد پدر و برادرم آموختم. پدربزرگ من، «ملاحسن» نیز استاد نقاشی بوده که خود وی هم از پدرش «ملا ابراهیم» نقاشی را آموخته است. این گرایش به نقاشی، حداقل یک قرن از زمان جد پدری من ملاابراهیم در خاندان ما رقم خورد. در نهایت، در زمان رضاشاه برای انتخاب نام فامیلی خانواده ما، عنوان نقاش که پیشه خانوادگیمان بود انتخاب شد.
این هنرمند نقاش اظهار کرد: از کودکی با رنگ، نقاشی و تابلو در ارتباط بودم.کار سنتی خاص پدربزرگم در زمان قدیم و در شهر دزفول تولید پرچمهای مخصوص حجاج بوده است. علاوه بر این، وی در زمینه نقاشی پشت شیشه هم فعالیت داشته است.
وی افزود: پدربزرگ من نقاشی پشت شیشه را برای دراویش انجام میداد. درویشها،در فصل درو این نقاشیها را به روستاها میبردند و با نقالی کردن زندگی خود را میگذراندند. این نوع نقاشی به نقاشی درویشی معروف است.
نقاش بیان کرد: دو نوع نقاشی درویشی وجود دارد؛ یکی پرده درویشی و دیگری نقاشی پشت شیشه درویشی. پرده نقاشی بسیار بزرگ بوده و برای نصب نیاز به دیوار داشته است و به دلیل بزرگی پرده، حملونقل آن دشوار بوده؛ درحالیکه نقاشی پشت شیشه در قطع ۳۰ در ۴۰ بوده و در یک خورجین نگهداری میشد. در دوران کودکیام پردههای نقالی را بسیار دوست داشتم. فرد نقال کل داستان عاشورا را روی پردههای نقالی تعریف میکرد اما در نقاشی روی شیشه، خلاصهای از داستان عاشورا گنجانده میشود.

نقاش درباره انتخاب فن نقاشی پشت شیشه از جانب خود نیز گفت:پس از آشنایی با طراحی و شناخت رنگها، بهطور اختصاصی به تکنیک نقاشی پشت شیشه علاقهمند شدم. نقاشی پشت شیشه برایم از جذابیت بالایی برخوردار بود و در حال حاضر هم بهصورت حرفهای نقاشی پشت شیشه کار میکنم. سوای پدر و برادرم که در همه سبکها و شیوهها نقاشی میکنند، من بهطور اختصاصی تکنیک نقاشی پشت شیشه را انتخاب کردهام.هرساله در ۵ الی ۶ نمایشگاه شرکت میکنم و تعدادی از تابلوهایم به فروش میرود و در پنجمین دوره جشنواره هنرهای تجسمی نیز از من تقدیر شد.
وی درباره زیرشاخههای نقاشی پشت شیشه نیز گفت: شاخه بندی موضوعی نقاشی پشت شیشه پرتره، شمایلنگاری، شمایل مذهبی و داستانهای شاهنامه گلوبته و نقاشی پشت آینه و پنجتن است؛ شمایل و پرتره برای معرفی ائمه و ذکر مصیبت عاشورا جایگاه مشخصی داشته است و نقش گلوبته برای تزیین منازل استفاده میشده است.
این هنرمند نقاشی پشت شیشه افزود: دوستانی هستند که رویکرد جدیدی از نقاشی پشت شیشه را انجام میدهند که به سبک آبستره معروف است، دلیل اینکه بعضی از افراد در شاخههای جدید نقاشی پشت شیشه کارهای واقعگرا انجام میدهند را درک نمیکنم؛ چراکه روی کاغذ یا با آبرنگ خیلی رئالتر میتوان کارکرد تا روی شیشه. شیشه اجازه کار رئال را به فرد نمیدهد.
وی درباره نوآوری در تکنیک نقاشی پشت شیشه گفت: در کارهای همکاران، مخلوط کردن رنگها بهعنوان سبکی از نقاشی است که برای من قابل درک نیست. البته کار سنتی که ادامه کارهای گذشتگان است بهصورت تکرار انجام میشود ولی تکراری بودن این هنر دلیل خاص خودش را دارد و من در چارچوب کار خودم مواردی را به این هنر اضافه کردهام، مثلاً حاشیهای به نقاشی اضافه کردم یا از خط استفاده بیشتری در کارهایم انجام دادم تا امضایی باشد که هر کس که تابلویی با حاشیه نارنجی خط سفید را دید، بداند که برای کدام هنرمند است اما در مورد موضوعیت کلی کار تغییری ایجاد نکردم.
نقاش با تأکید بر اینکه خصلت اصلی نقاشی پشت شیشه، سابقه مذهبی آن است گفت: وجهه بارز فرهنگ کشورمان در آثار سنتی نهفته است. یک فرد خارجی قصد خرید کارهای آبستره از ما را ندارد زیرا تکنیک آبستره از غرب آمده است. هر یک از نقاشیهای شمایلنگاری دارای داستان مخصوص به خود است که هر بینندهای میتواند تصور خود را از تصویر بیان کند. زیبایی کار نیز در همین نهفته است و داستان در نقاشی، گیرایی کار را چند برابر میکند.پشت هر اثر نقاشی پشت شیشه به ویژه شمایلنگاری داستانی نهفته است که آن را برای مخاطب جذاب میکند.