استاد رضا خان
هنر نقاشی پشت شیشه از کمبودهایی رنج می برد
منابع مکتوب چندانی در ارتباط با نقاشی پشت شیشه از گذشتگان به دست ما نرسیده است.

سعید رضاخان شناخته شده ترین نام در عرصه نقاشی پشت شیشه است. او که گروه نقاشان پشت شیشه ایران را سازماندهی کرده است ؛ در این چند سال کارنامه بسیار خوب و قابل قبولی را از خود ارائه داده است و امروز به عنوان پدر معنوی نقاشی پشت شیشه ایران شناخته میشود. پدری که توانسته است فرزندان بسیاری را در سراسر کشور سازماندهی کند و نتیجه آن گروهی است که پیش از این سابقه نداشته است.
متن زیر مصاحبه خبرنگار گیتی آنلاین با این استاد ارجمند است که در آن به مشکلات مدیریتی پرداخته شده است. امید است که مطالب آن برای علاقه مندان این هنر قابل توجه باشد.
سلام حضور شما
من هم خدمت شما سلام و درود بسیار دارم.
این چند وقت نمایشگاه های موفقی داشته اید و در هر یک از آنها در مقایسه با نمایشگاه قبلی نفرات بیشتر و جدیدتری را معرفی کرده اید. با این کار چه هدفی را دنبال میکنید؟
سالیان درازی بود که نقاشی پشت شیشه در حاشیه قرار گرفته بود. به شکلی که کمتر کسی آن را میشناخت و با آن آشنایی داشت. برای معرفی آن باید از یکجا شروع میکردیم و بهترین کار معرفی عمومی آن بود. تشکیل گروه های کوچک در گوشه و کنار باعث شد تا بتوانیم افراد زیادی را با این هنر آشنا کنیم و در نتیجه این شد که در هر نمایشگاه با نام افراد جدیدی روبرو شدیم. در کل هدف ما معرفی نقاشی پشت شیشه بود و فکر میکنم که تا امروز موفق بودهایم.
آیا در این راه حمایت هایی هم از شما و گروه نقاشان پشت شیشه ایران صورت گرفته است؟
بیشتر فعالیت اعضای گروه بوده که باعث پیشرفت شده است. در این میان هم برخی دوستان که در نهادهای دولتی بودهاند؛ حمایتهایی را به صورت خودجوش انجام دادهاند اما اینکه بگوییم از طرف سازمان یا نهاد خاصی به صورت مستقیم مورد حمایت قرار گرفتهایم؛ خیر اینطور نبوده است.
پس به احتمال زیاد مشکلات زیادی داشتهاید؟
بله. متاسفانه همین طور است اما در این مدت توانستهایم تمام این مسائل را حل کنیم و پیش برویم.
در نقاشی پشت شیشه چه مشکلاتی وجود دارد؟
این سوال کمی کلی است و در پاسخ باید بگویم که مسائل زیادی به چشم میخورد. ما در درجه نخست مساله تعریف داریم. به این معنی که از هنر و صنایع دستی تعریف درستی نداریم و به همین دلیل نقاشی پشت شیشه مانند یک طفل بی سرپرست باقی مانده است.
یک مساله دیگر ما در تعریف سنت و اصالت است که من بارها در مورد آن صحبت کردهام.
مساله بعدی در کمبود منابع مطالعاتی است. متاسفانه تا امروز از نسل های گذشته سند مکتوب چندانی برای ما باقی نمانده است و یا اینکه گذشتگان ما به دنبال مکتوب کردن مسائل مربوط به این هنر نبودهاند.
از طرفی ما به این درک نرسیده ایم که کار گروهی مسیر رسیدن به هدف را کوتاه تر می کند. معدود افرادی هم که به نتیجه میرسند دچار ضعف ساختاری میشوند و همین موضوع باعث میشود که با شکست روبرو شوند یا اینکه پیشرفت محسوسی در کار خود نداشته باشند.
این مشکل تعریفی که شما یادآوری کردید چگونه برای نقاشی پشت شیشه مساله ایجاد میکند؟
وقتی ما در تعریف واژگان مشکل داشته باشیم ناخودآگاه راه را اشتباه میرویم. برخی از افرادی که در ارتباط با این هنر هستند هنوز برای برخی از واژگان مانند هنر، صنایع دستی، سنت، اصالت و حتی نقاشی پشت شیشه تعریف درستی ندارند. همین باعث میشود به دلیل دیدگاه خاصی که در نتیجه تعریف نادرست در ذهنشان ایجاد شده است؛ خیلی از آثار یا حتی هنرمندان را حذف کنند دچار خود سانسوری شوند و طبق درونیات و ذات خود نقاشی نکنند.
کسی که فقط خیالی نگاری را نقاشی پشت شیشه می داند ناخودآگاه افراد زیادی را در این هنر حذف میکند و کنار می گذارد. مشخص است که چنین شخصی تعریف صحیح و جامعی در مورد نقاشی پشت شیشه ندارد.
لطفا در مورد کمبود منابع مکتوب هم کمی شرح دهید.
متاسفانه منابع مکتوب چندانی در ارتباط با نقاشی پشت شیشه از گذشتگان به دست ما نرسیده است و شاید چنین مطلبی به دلیل کم اهمیت و کم جلوه بودن آن در گذشته باشد و شاید به دلیل کم سوادی نقاشان قدیم باشد و یا به دلیل اینکه نیازی برای ایجاد منبع در گذشته احساس نمی شد و شاید هم به دلایل دیگری که من نمیدانم اما هرچه هست در حال حاضر منبع مکتوب قابل ملاحظهای در این ارتباط نداریم. در حال حاضر هم این ضعف نوشتن وجود دارد. من به بسیاری از دوستان برای دست به قلم شدن و نوشتن تذکر میدهم و تاکید میکنم که وارد این وادی هم بشوند تا در آینده مسائلی را که امروز داریم دیگران نداشته باشند اما نوعی ترس از نوشتن در هنرمندان ما وجود دارد که آنها را از این کار باز میدارد.
بحث ساختار چیست؟
ساختار بسیار مهم است. متاسفانه در این مقوله توجه زیادی نشده است. آقای دارون عجم اوقلو کتابی با عنوان چرا ملت ها شکست می خورند نوشته است. این کتاب تمام نظریات را در زمینه پیشرفت اقتصادی رد میکند. حتی نظریه نو مارکسیستی آنتونیوگرامشی را هم که فرهنگ را به عنوان زیر ساخت اقتصاد دانست رد میکند. این کتاب کلیاتی را به شما میدهد که در هر زمینه و در هر جامعهای می توانید وارد کنید و نتیجه بگیرید. به همین دلیل خواندن آن را به همه پیشنهاد می کنم.
حالا به سراغ نقاشی پشت شیشه و ارتباط آن با کتاب عجم اوقلو برویم. بسیاری از افرادی که خود را صاحب نظر در زمینه نقاشی پشت شیشه می دانند؛ به صورت فردی فعالیت میکنند و اگر هم گروه تشکیل دهند آن گروه به صورت دائم و هدفمند نیست. به همین دلیل به جای گستردگی پس از گذشت مدتی در عمل نفرات تشکیل دهنده آن متفرق می شوند و گروه بعدی دوباره شکل میگیرد تا یک پروژه دیگر اجرا شود و این پروژه میتواند حالت های مختلفی مانند برگزاری کلاس، برپایی کارگاه آموزشی، افتتاح نمایشگاه و... داشته باشد.
در نظریه ساختار گرایی به نوعی نفع جمعی و سلامت ارتباط برای پیشرفت کلی مطرح میشود.
متاسفانه ما در این بخش ضعف داریم. در ایران سود فردی مقدم بر هر چیز دیگری است و همین موضوع در نقاشی پشت شیشه هم دیده میشود. هرکسی به دنبال مطرح شدن خودش است. هرکس می خواهد اثر خودش را به فروش برساند و این تفکر وجود ندارد که ما در گروه سود بیشتری می بریم و به همین دلیل باید هزینه تلاش های دیگران را به اندازه ای که زحمت میکشند پرداخت کنیم. وقتی هم که بحث پرداخت پیش می آید ذهن ما به سمت مسائل مالی کشیده میشود که این جزعی کوچک از پرداخت ها است و هیچگاه به موارد معنوی فکر نمی کنیم. به سهمی که دیگران در رشد معنوی ما دارند توجهی نداریم.
بیشتر گروه هایی که در ارتباط با این هنر تشکیل میشوند در ساختار دچار مشکل هستند. به این معنی که در درجه نخست هدف گذاری درستی ندارند و یا حتی می توانم ادعا کنم که هیچ هدفی را در پیش رو ندارند. آنهایی هم که دارای هدف هستند راه های رسیدن به آن را نمی دانند و یا اگر بدانند در طول مسیر آن را گم میکنند. مشکل بعدی زمان بندی است. به این معنی که برای رسیدن به هدف زمان مشخص نمی کنند و نمی دانند که یک سال بعد به چه نقطه ای می رسند.
در گروه ها مطلب بسیار ساده دیده میشود و آن قدرت طلبی است. هرکس میخواهد به نوعی خودش را مطرح کند و جایگاهی ویژه بدست آورد. حتی حاضریم در راه رسیدن به اهداف خود از دسترنج دیگران بصورت کاملا ناجوانمردانه استفاده کنیم و تلاش و فعالیت دیگران را به نفع خودمان مصادره کنیم.
تمامی این موارد که گفتم به نوعی ما را دچار ضعف در ساختار میکنند. همان مطلبی که عجم اوقلو در کتابش ذکر میکند. حالا جمعیتی که دچار ضعف هستند می توانند مجموعهای از ملت و دولت در یک کشور باشند یا یک اداره و سازمان کوچک و یا حتی یک گروه هنری کوچک که در اینجا بحث ما روی افراد فعال در نقاشی پشت شیشه است باشد.
تا اینجا ضعف های زیادی مطرح شدند. آیا موضوع دیگری هم باقی مانده است؟
یک ضعف دیگر ما در نداشتن صبر و پیگیری مداوم است.
ما به دنبال یک پیشرفت بسیار سریع هستیم و می خواهیم پلههای ترقی را یک شبه و بدون زحمت طی کنیم. هنوز به این درک نرسیده ایم که برای رسیدن به نتیجه باید سال ها زحمت بکشیم. تمام این مواردی که تا اینجا مطرح شدند باعث شدهاند تا نقاشی پشت شیشه ناشناخته و گمنام باقی بماند و اگر هر کدام از دوستانی که در این زمینه فعالیت دارند در جهت رفع این نقص ها برآیند و گروهی را سازماندهی کنند به طور یقین موفق خواهند شد.
پس مواردی را که شما گفتید به نوعی نسخه درمان هستند؟
بله. همین طور است که میفرمایید. فقط نکته مهم اینجاست که با تمام راحتی این راه کارها یک مشکل وجود دارد و آن عبور از جاه طلبی و سود شخصی ، بی برنامه گی و سستی و تن پروری است. هرکس بتواند از این صفات رذیله بگذرد بطور یقین موفق میشود ولی چنین مطلبی کمی دشوار است.
از زمانی که برای ما اختصاص دادید سپاسگزارم.
من هم از توجه و همراهی شما سپاسگزارم.